اهل بیت (ع)سر تیتر

اختصاصی/مولوی اسحاق مدنی: در صحاح سته باب فضیلت های اهل بیت(ع) داریم/ راهکار علمی و عملی برای ایجاد وحدت وجود دارد

پایگاه اینترنتی کنگره جهانی محبان اهل بیت(ع)  در راستای مصاحبه با اندیشمندان و صاحب نظران جهان اسلام با جناب مولوی اسحاق مدنی از اندیشمندان و علمای طراز اول اهل سنت ایران مصاحبه ای ترتیب داده است که مشروح آن در ذیل می آید:
حضرت استاد به عنوان سوال اول بفرمایید که محبت اهل بیت (ع) در میان برادران اهل سنت ایرانی ما و به طور کلی در میان مذاهب اربعه اهل سنت چه جایگاهی دارد؟
واقعیت امر این است که بر خلاف آن چیزی که بعضی ها تصور می کنند اهل سنت نسبت به اهل بیت همان محبتی را دارند که اهل تشیع دارند؛ یعنی در محبت و علاقه شان به اهل بیت هیچ گونه کم و کاستی نیست و منطقی هم نیست که کسی رسول خدا را دوست داشته باشد و اهل بیتش را دوست نداشته باشد ، این اصلا باور کردنی نیست.
چیز دیگری که باید خدمت شما عرض بکنم برای راستی آزمایی صحبت های بنده این است که همه ی اهل سنت حتی آنهایی که وهابی هستند یعنی هر چهار مذهب به علاوه ی آنهایی که پیرو مذهبی غیر از این چهار مذهب هستند بلا استثناء در تمامی نمازهایشان آخرین عملی که به جا می اورند این است : اللهم صل علی محمدٍ و علی آل محمد کما صلیت علی ابراهیم و علي آل ابراهیم اِنَکَ حمیدٌ مجید . همه شان همینطور هستند بدون استثناء. همین صلوات و چیزی افزون بر آن نمیگویند.
یعنی شما از هر اهل سنتی بپرسید شما در آخر نماز خود چه می خوانید ولو اینکه خیلی ساده باشد و فقط نماز را بلد باشد یقیناً جوابش همین است که من عرض می کنم یعنی : اللهم صل علی محمدٍ و علی آل محمد کما صلیت علی ابراهیم و علي آل ابراهیم اِنَکَ حمیدٌ مجید .
دلیل دوم برای محبت اهل بیت این است که شما همانطور که شنیده اید از جمله صحیح ترین کتاب هایی که اهل سنت آنها را قبول دارند صحاح سته می باشد .
در این کتب(صحاح سته) شما می بینید همانطور که از بقیه اهل صحابه فضائلی از رسول خدا را نقل کرده اند ، از اهل بیت هم فضائلی را نقل کرده اند. مثلا بابی هست در فضیلت حضرت فاطمة الزهرا (س)، بابی در فضیلت حضرت علی (ع) ، بابی در فضیلت حضرت حسن(ع) ، بابی در فضیلت حضرت حسین (ع) و با همان فضائلی که دیگر صحابه را نقل می کنند ، اهل بیت را در همان کتاب ها با باب ، ذکر می کنند و فضائلشان را نقل می کنند خصوصا فضائلی که در رابطه با حسنین (ع) است . اگر شما در روز های جمعه خطبه های اهل سنت را گوش کنید در اکثر جاها این فضیلت را به عربی می خوانند : الحسن و الحسین سیّدا شباب أهل الجنّه
این است که محبت اهل بیت نزد اهل سنت یک چیز طبیعی و ثابت شده و عقیدتی است ( که هیچ برو برگشتی در آن وجود ندارد).
_جناب استاد ما در پیشینه ی برادران اهل سنتمان در سده های اخیر بزرگوارانی همچون شیخ محمد عبده و شیخ محمود شلتوت را داریم که پیشگامان عرصه ی وحدت بودند و در این مسیر ، هم سختی های زیادی را متحمل شدند و هم تاثیرات بسیار زیادی گذاشتند ، آیا در عصر حاضر هم به این صورت هست؟ یعنی پیشوایان اهل سنت هنوز پیگیر آرمان های وحدتی هستند؟
بله؛ البته که همینطور هست. انتظار ما این بوده و هست که از اقدامات وحدتی بیشتر از این چیزی که الآن در هست، استقبال شود. الان الحمدلله علمای وحدتی بسیار زیاد هستند . مثلا مفتی مصر محمد احمد الطیب خودشان امدند تهران ، دانشگاه مذاهب اسلامی و جاهای مختلف دیگر هم رفتند و بیانیه ای هم دادند . علمای دیگر هم همینطور .
علمای تقریبی زیاد هستند ، اینطور نیست که بگوییم همه تکفیری هستند یا همه شان به دنبال دعوا و درگیری هستند. همانطور که در بین علمای اهل تشیع هم تقریبا به همین صورت هست .علمایی داریم که بسیار با سعه ی صدر با اهل سنت برخورد می کنند و به دنبال وحدت هستند ، افرادی مانند حضرت آیت الله خامنه ای ، مقام معظم رهبری که رفتند کردستان و در آنجا توهین به صحابه را منع کردند و همچنین اجازه دادند اذان اهل سنت در رادیو پخش شود و یا خود حضرت امام ، آیت الله سیستانی و آیت الله بروجردی و امثال این بزرگواران همانطور که در اهل سنت هم هست… اما خب برخی از شیرازی ها را هم می بینیم که طور دیگری برخورد می کنند . آنها افکار تندی دارند .
آنجا هم همینطور است ، آنجا افراد خوب کم نیستند مثلا کسانی که وحدتی هستند . ولی متاسفانه از آن طرف هم
برخی افراد کج سلیقه و بد سلیقه ای هستند که گاهی تند برخورد می کنند .
حضرتعالی آینده  وحدت جهان اسلام را چگونه تصور می فرمایید؟
من در کل خیلی امیدوار هستم اما درباره این مساله خیلی امید ندارم که حل بشود چون دشمنان ما پشت این قضیه هستند و امکاناتشان هم کم نیست . هم زور دارند ، هم زر و این زور و زر را نیز به کار می برند.
از بدو اسلام هم کارشان همین است که مسلمانان را به جان یکدیگر بیندازند و از این امر سوء استفاده بکنند.
این امر از ابتدا بوده ، اکنون نیز هست و در آینده نیز ادامه خواهد داشت چون منافع دشمنان اسلام در همین است که با دست خود مسلمان، مسلمان را سرکوب کنند.آنها می خواهند با هزینه کمتر مسلمانان را از بین ببرند.
الان شما کشورهای اسلامی را ببینید . چه شیعه و چه سنی ، کدام کشور مسلمانی است که با کشور مسلمان دیگر درگیری ندارد؟ بلا استثنا همه را درگیر کرده اند.
دشمنان در بعضی جاها اختلافات سیاسی به وجود آورده اند و در بعضی جاها اختلافات جغرافیایی و مرزی و از این گونه اختلافات . همین کشور های عربی که ما فکر می کنیم هیچ مشکلی ندارند و به ظاهر دوست هستند و باهم وحدت دارند مانند امارات و عربستان سعودی که اختلافات مرزی دارند. قطر و کویت و… هم مسائلی دارند. حتی آنها هم با هم مسائلی دارند که گاهی در رسانه ها مطرح می شود. مقصود من این است که دشمن نمی گذارد کشورهای اسلامی بدون مشکل با هم همزیستی کنند. 
ما هم افراد کم عقل و بی عقل و بی دین زیادی داریم. کسی که واقعا مدعی علم و دانش هست چطور حاضر می شود کسی که کلمه لا اله الا الله را بر زبان می آورد و رو به روی قبله نماز می خواند و به نبوت پیامبر اعتقاد دارد را رها کند و با یک کافر دوست بشود؟! بعضی ها واقعا دنیا را بر آخرت ترجیح می دهند. اینها قلبشان با زبانشان تفاوت می کند. برخی در داخل اما به بهانه های مختلفی می آیند و میان مسلمانان تفرقه ایجاد می کنند، چرا؟ چون دشمنان امکانات زیادی در اختیار آنان می گزارند و مسائل پشت پرده باهم دارند. 
ما اگر بخواهیم این مساله اختلاف را حل کنیم نمی توانیم مگر اینکه گروه صالحین امت؛ چه شیعه و چه سنی بر اغلبیت جهان اسلام تسلطف داشته باشند و نگذارند که آنها در کشورهای اسلامی فتنه انگیزی و دشمن را تقویت کنند. تا زمانی که غلبه اهل حق بر باطل نباشد پیروزی محقق نخواهد شد؛ دلیلش هم این است که اینها روزنامه در اختیار دارند، تلویزیون در ختیار دارند، رادیو در اختیار دارند،پول هر چه که بخواهی در اختیار دارند. شما به سختی می توانید این مسائل را حل و فصل بفرمایید.
جناب استاد راه حل علمی و عملی حضرتعالی برای ایجاد وحدت میان مسلمانان چیست؟ شرط موفقیت اجتماعات و کنگره هایی که برای تحکیم وحدت میان مسلمانان ایجاد می وشند را چه می دانید؟
ببینید برای اینطور اجتماعات اولین نکته این است باید توجه بشود که آیا این اشخاصی که به این مجامع دعوت می شوند آیا خودشان الا به این وحدت اعتقاد دارند یا ندارند؟. اگر کسانی هستند که به وحدت اعتقاد دارند باید بدانند که اولین چیزی که می تواند وحدت را به نتیجه برساند اخلاص است. اخلاص چیست؟ یعنی ما نمی توانیم بگوییم و کسی هم حق ندارد بگوید که کسی مذهبش را تغییر بدهد. امام راحل و آیت الله خامنه ای و علمای اهل سنت همینطور هستند؛ یعنی به کسی نمی گویند باید مذهبت را تغییر بدهی. اولا اینکه شیعه و سنی در اکثر مسائل مشترکات دارند و اختلافاتشان خیلی اندک است. باید بر مشترکات و منافع جهان اسلام وحدت کنند. حالا سوال پیش می آید که از نظر اعتقادی این وحدت بین مذاهب را چه کنیم؟ ببینید من به عنوان یک اهل سنت وقتی می گویم سنی هستم یعنی مذهب اهل سنت را حق می دانم. شما وقتی میگویید شیعه هستید یعنی مذهب اهل تشیع را حق می دانید و طبیعتا اگر مذهب خودتان را حق نمی دانستید پیرو آن نمی شدید. همه هم باید بروند و مذهب خودشان را پیگیری کنند و یاد بگیرند و کار کنند و عمل کند؛ آن جای خودش. اما به خاطر اینکه وحدت از بین نرود یک راه خوبی هم هست. انسان وقتی که مذهب خودش را حق می داند دیگران را “معذور” بداند. مثلا بگوید آقا من این مذهب را حق دانستم و راه درستی می دانند و این را پذیرفتم ولی طرف مقابلم به علتی مذهب دیگری را پذیرفته است ؛ مثلا سنی در خانواده سنی بزرگ شده و شیعه در خانواده شیعه بزرگ شده است. ظرف مقابل را معذور و محترم بدانیم. این راه حل عملی است.
بله؛ مثلا مرحوم شیخ انصاری از علمای طراز اول تشیع در کتاب فرائد الاصول خود در  مبحث حجیت ذاتی قطع مطلب مشابهی دارند با این مضمون که اگر کسی به امری اعتقاد جازم داشت که این امر درست و مورد رضایت خداست و طبق آن عمل کرد حتی اگر در حقیقت با نظر مولایش تفاوت کرد معذور است یعنی دیگر مستحق عذاب نیست.
احسنت! خیلی نکته جالبی است. یعنی وقتی انسان یک کاری را بدون غرض و هوا و هوس انتخاب می کند؛ اعتقاد دارد به آن. اگر من دیدم کسی مذهبی غیر از مذهب من اختیار کرده است بگویم این کار او برای خداست و او معذور است. دیگری هم باید نسبت به من نوعی همینگونه برخورد نماید. ما اگر مذاهب یکدیگر را محترم بشماریم این مسائل حل می شوند. من در واقع چون در این زمینه مطالعه کرده ام می توانم به برخی از نمونه های آن در بین صحابه اشاره کنم. حضرت علی(کرم الله وجهه) با برخی از صحابه اختلاف داشتند. شما ببینید سیره حضرت علی چگونه بوده است؟ آیا اینها به یکدیگر مشورت می داند یا اینکه بر روی یکدیگر شمشیر می کشیدند؟. آنها حتما با هم اختلافاتی داشته اند؛ طبیعی است که به بین بزرگان یک امت اختلافاتی وجود داشته باشد؛ ممکن است کسی یک جور فکر کند و دیگری یک جور دیگر فکر کند. اما ببینید آن بزرگان چگونه با هم رفتار می کردند؟. آنها به خاطر اسلام اختلافاتشان را به رخ یکدیگر نمی کشیدند و رو در روی هم نمی ایستادند و آنچه را که به صلاح امت اسلام بود انجام می دادند. پشت سر هم نماز می خواندند و همکاری می کردند و … . مگر شیعه نمی گوید من از حضرت علی پیروی می کنم؛ پس چرا پیروی نمی کند؟ مگر یک سنی نمی گوید من از حضرت علی و خلفای راشدین پیروی می کنم؛ پس چرا پیروی نمی کند؟. ببینید! ما راهمان درست نیست یعنی می گوییم پیرو آن بزرگواران هستیم که واقعا هم هستیم اما در عمل کج می رویم. آنها با هم اختلاف داشتند ولی با هم همکاری میکردند و این مطلب را هم علمای سنی اعتقاد دارند و هم علمای شیعی. خب وقتی آنان به خاطر اسلام وحدت داشند ما چرا به خاطر اسلام وحدت نداشته باشیم؟ راه حل علمی و عملی همین است که ما به مذاهب یکدیگر احترام بگذاریم. البته من گفتم که اختلافات ما در اصل اندک است اما اگر بالفرض زیاد هم باشد همانطور که بزرگان ما وحدت داشتند ما هم باید وحدت داشته باشیم. این صحبتی است که من به مسلمانان می گویم عمل کنند.
ممنون از اینکه منت نهادید  و قبول زحمت نمودید.
خواهش میکنم
مشاهده بیشتر

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

نوشته های مشابه

دکمه بازگشت به بالا