اهل بیت (ع)سر تیترمقاومت

اختصاصی / مصاحبه با زهره یزدان پناه قره­ تپه، نویسنده کتاب «اینجا سوریه است، صدای زنان راوی جنگ»

حتی در مسیحیان سوریه من محبت به اهل بیت(ع) را دیدم. مثلا یادم می آید که روزی ..

 

زهره یزدان پناه قره تپه، نویسنده و پژوهشگر و مستندساز درعرصه داخلی و بین الملل است. یزدان پناه، متولد 1342 از تهران است که کارشناسی «تاریخ»، کارشناسی ارشد « تاریخ و تمدن ملل اسلامی» و همچنین کارشناسی ارشد «پژوهش هنر» دارد.این هنرمند فعال درعرصه فرهنگی- هنری و ادبی درحوزه داخلی و برون مرزی، دارای 15 عنوان کتاب چاپ شده در زمینه ادبيات داستاني، پژوهش و مستندنگاری درحوزه دفاع مقدس و دیگر حوزه­ها ازجمله مستندنگاری و ثبت تاریخ شفاهی حوزه دفاع و مقاومت سوریه و 3 عنوان کتاب هم برای چاپ در دست ناشر دارد. این نویسنده علاوه برمقالات متعدد در زمینه های مختلف ازجمله در حوزه سینما و همچنین ادبیات عاشورایی، انقلاب اسلامی و دفاع مقدس و تأثیر آن بر ادبیات شعری درحوزه مدافعان حرم دهه نود، دارای 2 عنوان کتاب که مشترک بوده است و 5 عنوان کتاب در زمینه دفاع مقدس دارد که پژوهش آنها توسط ایشان انجام شده و توسط نویسندگان مختلف، بازآفرینی و چاپ شده است. فعالیت در زمینه پژوهش میدانی، ثبت تاریخ شفاهی،مستندنگاری و مستندسازی درایران و برون مرزی ازجمله لبنان، ترکیه، سوریه درحوزه «دفاع» و «مقاومت»، از مواردی است که در کارنامه فعالیت­های ایشان دیده می­شود. آخرین اثر ایشان، کتاب «اینجا سوریه است، صدای زنان راوی جنگ» می­باشد که مستندنگاری و ثبت تاریخ شفاهی روایت­های زنان سوری از ادیان و مذاهب مختلف درشهر و استان­های مختلف سوریه است. ساخت فیلم های «مستند» در داخل و عرصه بین المللی، ازجمله مستندی درباره «کشتی ناوگان آزادی» درترکیه و همچنین، فیلم مستند «وقتی آنها آمدند» درباره زنان لبنانی اسیر در زندان صهیونیست هاست و در لبنان ساخته شده است و نیز، فیلم مستند «میم، مثل مسجد؛ آ، مثل آتش» درباره به آتش کشیده شدن مسجد لولاگر در فتنه سال 88 و  از آخرین آثار این نویسنده، پژوهشگر و مستندساز است.

 

انگیزه های اصلی شما از فعالیت درحوزه بین الملل ومقاومت چه بوده است؟

– البته من هم درحوزه بین الملل فعالیت می کنم و هم در حوزه داخلی. ولی بستگی به ضرورت و موقعیت زمانی و شرایط دارد که در هر مقطع زمانی، وارد کدام عرصه شوم. فعالیت در عرصه بین الملل، از این جهت برایم مهم است که وحدت و یکپارچگی ملت های مظلوم و تحت ستم جهان است که باعث شکست دشمن و ناکامی آنها می­ شود. پس باید با معرفی الگوهای دفاع و ایستادگی و مقاومت هر کشور به دیگر مردم کشورهای محور مقاومت و حتی بقیه ملت ها، مقاومت نهضت­ ها و مقاومت­ های جهانی به طریق­ های مختلف، تقویت شوند.از سوی دیگر، اینکه مردم دنیا متوجه شوند، مستکبرهایی که در رأس آنها رژیم صهیونیستی و اشغالگر قدس و آمریکاست به همراه هم­پیمان­ هایی مانند انگلیس و آل سعود و سایر هم­پیمان­ هایشان، چه بر سر ملت­های مظلوم جهان ازجمله سوریه، عراق، فلسطین، یمن، افغانستان و سایر ملت ­ها می ­آورند و این مردم مظلوم، با وجود سختی­ های ناشی از جنگ­هایی که از سوی دشمنان استقلال و آزادی مردم عدالتخواه و مستضعف جهان به آنها تحمیل می­شود، ناامید نمی­شوند و توأم با بالا بردن درجه تحمل­شان، تلاش­شان را برای بیرون راندن دشمنان مستکبر زیاده خواه و اشغالگر، از سرزمین شان ادامه می­دهند تا با حفظ استقلال و تمامیت ارضی سرزمین­شان، عزت و سربلندی­ شان را حفظ کنند، نکته مهمی است که نباید از آن غفلت کرد. هنر می­ تواند، هم به حفظ حافظه تاریخی- ملی مردم هر کشوری کمک کند و یاری­ رسان باشد و هم زمینه مناسبی برای تقویت جبهه مقاومت جهانی و بیداری اسلامی. کاربُرد شیوه­ های مختلف هنری،ازجمله مستند ساز و مستندنگاری و ثبت تاریخ شفاهی و نگارش کتاب، ساخت فیلم و موسیقی و سایر شیوه­ ها که همگی نیازمند پژوهش ­های میدانی هستند، ضمن امکان تلاش برای حفظ حافظه تاریخی- ملی کشورهای محور مقاومت، زمینه­ های مناسبی را برای تقویت جبهه مقاومت در جهان در راستای بیداری اسلامی فراهم می­کند.

* کتاب «اینجا سوریه است، صدای زنان راوی جنگ»،به تازگی ازحضرتعالی منتشرشده است. لطفاتوضیحی درخصوص این کتاب ارزشمندبفرمایید.

کتاب «اینجا سوریه است، صدای زنان راوی جنگ»، مستندنگاری و ثبت تاریخ شفاهی روایت­های زنان سوری از ادیان و مذاهب مختلف در شهر و استان­های مختلف سوریه است که حاصل سفرهایم برای پژوهش میدانی در سال 96 و 97 مصادف با سال 2017 و 2018 به سوریه است که هنوز جنگ و درگیری در سوریه همچنان بود و از شدت آن کم نشده بود.پرسش اصلی در این سفر جست­وجوگرانه و پژوهش برای نگارش مطالب کتاب، این بود: «جنگ تحمیلی بر مردم سوریه، چه تبعاتی بر زندگی زنان سوری با ادیان و مذاهب و قومیت ­های مختلف داشته است؟ زندگی شخصی و خانوادگی این زنان، متأثر از این جنگ تحمیلی قرار گرفته است و زنان چه خاطراتی از این وضعیت دارند؟» یافته­ های چنین پرسشی، نه تنها روایت مظلومیت زنان سوری درجنگ تحمیلی بر سوریه بود، بلکه بیانگر عمق جنایت­ های دشمنان سوریه و مردم آن هم بشمار می­ آمد. وقتی نام «زن» به میان می­ آید، به طبع در کنارش مسئله خانواده مطرح می­ شود؛ یعنی همسر و فرزندان و همچنین دیگر اعضا مانند پدر، مادر، خواهر و برادر. زنان به عنوان تربیت کنندگان نسل ­های آینده، پیام­بران جامعه برای حفظ حافظه ملی­شان هستند و می­ توانند با روایت خاطرات­شان از دوران جنگ تحمیل شده بر خود، خانواده و سرزمین­شان، زمینه را برای آگاهی نسل­ های آینده ازحقیقت وقایع فراهم کنند و با حفظ هویت­ فرهنگی، بومی و ملی و تاریخی این نسل­ها، موجب شناخت صحیح آنها از دوست و دشمن غافل شوند تا زمینه برای تسلط دوباره دشمنان برخود و سرزمین­ شان  فراهم نشود.

اردوگاه اسکان موقت جبرین سوریه- نویسنده (نفر اول سمت راست) درجمع مردم آزاد شده از محاصره فوعه و کفریا

* شما سال 96 درسوریه بودید، اصلاً چطور شد که عازم سفری شدید که به دلیل شرایط جنگی آن زمان،خطرات بسیاری  شما را تهدیدکند؟

– اینکه شرایط و موقعیت زمانی هر کاری به موقع و به هنگام تشخیص داده شود و درمورد اجرایی شدن طرح­هایی که دراین زمینه وجود دارد، به موقع اقدام شود، نکته مهمی است. موضوع اعزام من به سوریه برای مستندنگاری و ثبت تاریخ شفاهی زنان سوری در مورد جنگ تحمیل شده بر آنها، پیشنهادی بود که از سوی دفتر مطالعات جبهه فرهنگی انقلاب اسلامی شد که آن زمان مسئول آن، آقای وحید جلیلی در سوریه بود و طرحی در این زمینه داده که مورد استقبال مسئولان ایرانی فعال در سوریه واقع شده بود. برای اجرایی شدن این طرح،به بنده پیشنهاد شد که به سوریه اعزام شوم تا پژوهش میدانی کار و نگارش کتاب درباره آن را انجام دهم.  من هم که قبلاً هم سابقه و تجربه فعالیت در برون مرزی و حوزه بین الملل را داشتم و با فراز و نشیب­ ها و دشواری­ های چنین کارهایی ناآشنا نبودم، بلافاصله این پیشنهاد را پذیرفتم. هم به دلیل اینکه مدت ها فعالیت و انجام کاری برای جبهه مقاومت جهانی از جمله سوریه ذهنم را درگیر کرده بودو معتقد بودم در عصری که رسانه­ های وابسته غربی، عبری و عربی، تلاش می­کنند با وارونه نشان دادن حقایق، اذهان عمومی مردم جهان را فریب دهند و جریان مبارزه و مقاومت مردم در کشورهای که طعم بیداری اسلامی را پس از انقلاب اسلامی ایران، به خوبی چشیده بودند و دیگر، نه تنها حاضر نبودند در مقابل مستکبرانی مانند امریکا و اسرائیل و قدرتهایی مانند آنها، سر خم کنند، بلکه در کنار دفاع برای حفظ استقلال و تمامیت ارضی سرزمین شان، در صدد دفاع از هویت فرهنگی، ملی – تاریخی خود هستند، با پژوهش ­های میدانی و کاربُرد هنر در قالب­های گوناگون، می توان هم به حقیقت نزدیک ­تر شد و آن را به گوش مردم دنیا رساند و با دادن آگاهی از حقیقت وقایع، موجب بصیرت ­افزایی­ شان شد و هم، دست رسانه­ های وابسته و ترفندها و دروغ­ هایشان را در فریب اذهان عمومی و ترس و واهمه آنها و سردمداران­ شان از بیداری اسلامی و نهضت­ های مقاومت جهانی، رو کرد، هم درکنار این قضیه، مسئله شهادت شهید حججی پیش آمده بود و به دلیل تأثیری عمیقی که شهادت جوان جهادگر و مدافع حرم، شهید محسن حججی در روحیه ­ام گذاشته بود و شدیداً دلم می­خواست کاری را حداقل در مورد سوریه انجام دهم، پیشنهاد اعزام به سوریه را که در واقع لطف خداوند و عنایت شهدای مدافع حرم به ویژه شهید حججی می­دانستم، با میل و رغبت و اشتیاق پذیرفتم. بعد از مدتی هم عازم سوریه شدم تا پژوهش میدانی برای مستند نگاری و ثبت تاریخ شفاهی و نوشتن کتاب دراین زمینه را شروع کنم. البته به ثمر رسیدن این کتاب، علاوه برلطف خداوند متعال و عنایت شهدای مدافع حرم، مرهون تلاشهای جمعی بوده؛ از دوستانی که در ایران بودند گرفته تا دوستان ایرانی مسئول و فعال در سوریه که به همراه دیگر دوستان سوری، همراهی و هم­دلی داشتند؛ چه کسانی که نام­شان در کتاب آمده و چه آن­هایی که به دلایل مختلف نامشان در صفحات کتاب نیست، به یقین اجر همگی شان نزد خداوند متعال محفوظ است.

* شما در مدتی که درسوریه بودید با اقوام مختلف از ادیان و مذاهب مختلف ارتباط داشتید؛ ارتباط آنها با اهل بیت(ع) راچگونه دیدید؟

در سوریه با افراد مختلفی مخصوصا با زنانی از مذاهب مختلف مواجه بودم که نه تنها احساس بیگانگی با اهل بیت(ع) نداشتند بلکه اتفاقا به اهل بیت(ع) مخصوصا به حضرت زینب و حضرت رقیه سلام الله علیهما که بارگاه و حرم مطهرشان در سوریه قرار دارد احترام خاصی قائل بودند و می شنیدم که بعضا حتی به زیارت آن دو مکان مقدس می روند. حتی کسانی بودند که با چه اشتیاقی از رفتنشان به مشهد و زیارت حرم امام رضا علیه السلام صحبت می کردند یا دوست داشتند به ایران بیایند و به زیارت امام رضا علیه السلام در مشهد بروند.

یادم است، در سوریه، به خانه یک خانواده شهید مسیحی رفته بودم، عکسی را از مادر و پدر این شهید مسیحی درخانه­شان دیدم که در صحن حرم مطهر امام رضا(ع) در مشهد انداخته بودند. وقتی در باره آن عکس که در کنار عکس شهیدشان روی میزی در گوشه خانه­ شان هم قرار داشت، پرسیدم، این مادرمسیحی، لبخندی زد و با ذوق و اشتیاق فراوان از سفر خود و همسرش به ایران گفت و اینکه به مشهد و به زیارت حرم امام رضا(ع)رفته­ اند. طوری حرف می زد که انگار هنوز طعم آن سفر و زیارت در وجودشان مانده است و دل­شان می­خواهد دوباره به چنین سفری بروند. وقتی در خانه این مادر مسیحی بودم، هیچ اختلافی بین خودم و او احساس نمی کردم. هم به دلیل هم­دلی مشترک­مان درباره جبهه مقاومت و شهدای آن که پسر این مادر مسیحی هم، یکی از آنها بود و هم، پیامبری که او به آن اعتقاد داشت، حضرت عیسی مسیح(ع) که در دین ما هم محترم است. نام مبارک این پیامبر عظیم الشأن و مادر پاک دامنش، حضرت مریم(س)، بارها در کتاب آسمانی ما مسلمانان، قران آمده  و از آنها به نیکی یاد شده است. پس چطور می­توانستم بین خودم و آن زن و مادر مسیحی جدایی حس کنم، این زیباترین حسی بود که در آن لحظه داشتم. یا حتی نام مبارک حضرت موسی(ع) و دیگر انبیاء بنی اسرائیل مانند حضرت یحیی(ع)، حضرت ذکریا(ع)و سایر انبیاء الهی در قران کریم آمده است و از آنها به نیکی یاد شده است. هم دلیل اینکه باید با آگاهی بخشی، این تفاوت بین مومنان واقعی ادیان و مذاهب مختلف با کسانیکه با سوء استفاده از اسامی مبارک این انبیاء الهی و نام دین، با ظلم و غارت مردم بی دفاع در سراسر جهان، در راهی برخلاف راه انبیاء الهی گام برمی ­دارند مشخص شود. مصداق عینی­ اش، رژیم صهیونیستی اشغالگر قدس است.

 

معلولا- نویسنده (نفر سمت راست) و راهبه ­ای سوری که توسط تروریست­های مسلح،مدتی اسیربوده است.

حتی یادم است هنگام پژوهش­ هایم در سوریه، یکی از مسئولان خاطره ای را برایم نقل کرد که من آن را در کتاب «اینجا سوریه است» هم آورده ­ام. این مسئول می­ گفت، ما وقتی می­خواستیم خانواده های شهدای مذاهب و ادیان مختلف را به جاهای مختلفی مانند صیدنایا، معلولا و ازجمله حرم حضرت زینب(س)و حضرت رقیه(س)ببریم تا روحیه امید و نشاط جایگزین روحیه پر از رنج و محنت­شان شود، از طرفی طرفی مفاهیمی مانند شهید و شهادت، ایثار، شهادت در راه وطن، ارج و قرب شهید و خانواده شهید در نزد خداوند، به طور عملی برایشان تبیین شود. بهترین مصداقش هم حضرت زینب(س) بود که هم مادر، فرزند، خواهر و عمه شهید بوده است. معتقد بودند این همذات پنداری با حضرت، تسکینی برای مادرها، همسرها و فرزندان شهداست. البته احتیاط ­هایی هم باید انجام می­شد؛ درباره مسیحی­ ها اول به سراغ اسقف مسیحی­ها در دمشق می­روند. و می گویند: «ما می­خواهیم این خانواده­های شهدا را به سفر ببریم، بلکه حالشان کمی بهتر شود.» تا این حرف را می­زنند، اسقف مسیحی، انگار که حرف غیرعادی­ای گفته باشند، می­گوید: «من تعجب می­کنم از شما! ما همه مُحب اهل بیت(ع) هستیم. منِ کشیشی که الآن در سوریه هستم، وقتی به ایران می­روم، حتماً به زیارت امام رضا در مشهد می­روم؛ حتماً به زیارت سیده معصومه به قُم می­روم. ما می­رویم و ابراز ارادت می­کنیم و استغاثه می­کنیم؛ احساس می­کنیم که سبک شده­ایم.» بعد هم می­گوید: «حتماً این کار را بکنید. هر موقعی که خواستید، این خانواده­ها را به سیده زینب یا سیده رقیه ببرید، از ما هم استفاده کنید تا بیاییم و برنامه برگزار کنیم.» خُب، شما اسم این حرف و برخورد این اسقف مسیحی عزیز را چه می­توانید بگذارید، جز محبت و ارادت به اهل بیت(ع)!

در مورد ادیان و مذاهب مختلف و پیروان آنها، تاریخ اثبات کرده است، کسانی که در وادی افراطی­گری یا سوء استفاده از مذاهب و ادیان الهی نیفتاده­ اند، مسلماً مشکلی درارتباط با اهل بیت(ع) نداشته و ندارند. آنچه در همه ادیان توحیدی به آن تأکید شده، انسان به عنوان خلیفه الهی و کرامت انسانی و حفظ این کرامت است. چون همه ادیان توحیدی، از یک منبع، یعنی از ساحت و ذات مقدس خداوند یکتا سرچشمه می­ گیرند. در راستای همین حفظ کرامت انسانی است که موضوع ستوده بودن عدل و عدالت و مذموم بودن ظلم و ظالم مطرح می­شود. در واقع، فلسفه ظهور منجی عالم بشریت، حضرت حجت(ع)، حفظ کرامت انسانی، فارغ از همه ادیان و مذاهب است.

* درپایان لطفا بفرماییدتوصیه حضرتعالی درزمینه ارتباط وتبادل فرهنگی زنان ایرانی وسوری یا زنان کشورهای محور مقاومت چه هست؟

اقدامات مختلفی برای ارتباط و تبادل فرهنگی بین زنان کشورهای محور مقاومت از جمله سوریه وجود دارد؛ اما یکی از ضروری ترین اقدام­ های فرهنگی نه تنها در مورد سوریه، بلکه در مورد دیگر کشورهای محور مقاومت، راه اندازی نهضت در زمینه ثبت تاریخ شفاهی زنان در دوران جنگ تحمیلی و آسیب شناسی­های آن حتی در دوران پساجنگ و نهضت خاطره نویسی است؛ یعنی شبیه همان چیزی که سال هاست در ایران آغاز شده است. البته این موضوع، نیاز به آموزش، برنامه ریزی و سیاست گذاری­ های مناسب برای آموزش دارد که ضرورت دارد هم از سوی فعالان فرهنگی خود کشورهای محور مقاومت و هم از سوی فعالان فرهنگی ایرانی در برون مرزی، نه تنها در سوریه، بلکه در دیگر کشورهای محور مقاومت مورد توجه جدید قرار بگیرد. اگر چنین سیاست گذاری و برنامه ریزی­ها تحقق پیدا کند، حداقل کاری که می­توان در این زمینه انجام داد این است که با گذاشتن دوره­های آموزشی مختلف کوتاه مدت، میان مدت و بلند مدت از سطح مقدماتی تا سطح پیشرفته، چه به صورت حضوری و چه به صورت مجازی، زمینه­ای ایجاد ­شود تا خود علاقه­ مندان به فعالیت­ های فرهنگی- اجتماعی کشورهای جبهه مقاومت، به خصوص جوانان این کشورها، با گذراندن دوره ­های آموزشی، آستین ­ها را بالا بزنند و به این موضوع مهم فرهنگی بپردازند. به ویژه در کشورهایی که به دلایل مختلف، امکان برگزاری جلسات حضوری در آنجا فعلاً میسر نیست، حتی الامکان استفاده از ظرفیت­های فضای مجازی برای به راه انداختن چنین دوره ­های آموزشی، زمینه خوبی برای شروع خواهد بود.

 

مشاهده بیشتر

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

نوشته های مشابه

دکمه بازگشت به بالا